محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

30

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

ندانسته ، حمل به يمن توجه و اثر همّت سلطان حيدر نموده ، محبّت و احترامش را افزون كرد و به سائقهء همين مخادنت مفرطه جعليّه ، دخترش علمشاه بيگم را به مزاوجت شيخ مشار اليه داد و از اين تزويج سلطان على و سيد ابراهيم و در سال هشتصد و نود و دو - على رواية نود و سه نيز - صاحب الترجمه شاه اسماعيل ، به وجود آمده بودند . « 1 » به اين مناسبت ، شيخ حيدر هم داماد و هم خواهر زادهء امير حسن بيگ آق قويونلو است . شيخ مشار اليه كه جز كشيدن انتقام پدر از شيروانيان آرزويى در دنيا نداشت ، جلّ همّت خود را مصروف به تدارك لوازم اسباب و وسايل اخذ انتقام مصروف داشته ، منتظر ورود وقت مرهون شده بود . در سال هشتصد و هشتاد و دو [ 882 ] امير حسن بيگ الملقب به اوزون ، يعنى دراز ، به رحمت ايزدى پيوست و پسرش سلطان خليل به جاى پدر جلوس نمود ؛ امّا برادرش يعقوب بيگ به ادعاى استحقاق سلطنت ، لشكر به سر برادر كشيده جنگيد و در جنگ برادرش سلطان خليل را كشته ، بر تخت پادشاهى جلوس نمود . در سال هشتصد و نود و سه [ 893 ] بود كه سلطان حيدر فرصتى بدست آورد ، مريدان و منسوبان خود را جمع كرده فرمود تمام آنها كلاه درويشى هفت تركدار و به قول مورخين ايران دوازده تركدار از سقرلاط قرمز رنگ بر سر نهادند كه در ميدان معركه ، فارقهء از قشون دشمن باشد و اينها را موسوم به صوفيان قزلباش نمود و بنا به رسم ينگى چريان عثمانيان ، براى هر هزار نفر ، يك خليفه معين كرد . توپ نداشتند ؛ اسلحهء آنها عبارت از شمشير و تبر و نيزه و خنجر و تير و كمان و قدرى هم تفنگ فتيله‌دار بود . غالب قشونش سواره ، باقى از پيادگان سريع السير بودند . آنگاه كه شيخ مشار اليه به بهانهء غزاى گرجستان متوجه شيروانات شد ، فرّخ يسار بن خليل الله بن ابراهيم شيروانشاه در وقتى از ورود لشكر شيخ آگاهى يافت كه امكان جمع قشون و تدارك لوازم دفاع براى او مقدور نبود ؛ لهذا متحصّن در قلعه شدن را مناسب ديده ، استمداد از دامادش يعقوب بيگ بن حسن بيگ ، پادشاه عراقين و آذربايجان نمود . بنا به اين خبر ، يعقوب بيگ اهميت كيفيت را تقدير كرده ، از روى عاقبت انديشى به سردارى سليمان بيگ بيژن نامى از سرداران معروف خود ، چهار هزار سوار جرّار به يك حركت سريعه به سمت شيروانات ارسال داشت . قبل از اينكه لشكر سليمان بيگ بيژن به امداد شيروانشاه برسد ، سلطان حيدر از يك راه ميانبرى على الغفله بر سر شيروانشاه مانند صاعقه نازل شد . شيروانشاه ناچار در قلعه‌اى كه تحصّن خود را [ در آن ] موافق مصلحت دانسته بود محصور گشت . صوفيان قزلباش مشغول به جنگ و تضييق محصورين بود ، كه سليمان بيژن

--> ( 1 ) . تولد اسماعيل را در سه‌شنبه پانزده ماه رجب سال 892 دانسته‌اند .